السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
140
تفسير الميزان ( فارسي )
رئيس از او حمايت كند ، چه اينكه حق با او باشد و چه با خصم او باشد . بطورى كه قرآن كريم در آيه شريفه : « وَقالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّه وَأَحِبَّاؤُه » « 1 » و در آيه شريفه : « وَقالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا » « 2 » و آيه شريفه : « قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ » « 3 » ، حكايت فرموده يهود و نصارا چنين طرز تفكرى داشتهاند ، يعنى در عين اينكه خدا را به خيال خود عبادت مىكردند ، خود را طلبكار او نيز مىدانستند . و به همين جهت خداى عز و جل در اين آيه هم مؤمنين مذكور را رد كرد و هم به دنبال آنان اهل كتاب را و طرز تفكر غلط مزبور را امانى خواند و اين تعبير ، مجازى و استعاره اى است ، كانه آرزوها و توقعات غلط مذكور را صورتهايى خيالى و لذت آور و به عبارت ساده تر دلخوشكنكهايى دانسته كه در عالم خارج هيچ اثرى ندارد و فرموده : * ( « لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ » ) * ، به دلخواه شما مسلمانان و يا شما گروهى از مسلمانان منحرف و خيالپرداز نيست و به دلخواه اهل كتاب هم نيست بلكه كرامت نزد خدا و حمايت خدا از شما دائر مدار اعمال شما است تا اعمال شما چگونه باشد ، اگر خير باشد ، خدا هم نظر خيرى به شما خواهد داشت و اگر شر باشد به جز شر پاداشى نخواهيد داشت ، و اگر اول سيئه و گناه را ذكر كرد و بعد حسنه را ، براى اين بود كه عمده خطاى اين خوش خيالها در سيئات تبلور مىيابد . * ( « مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِه وَلا يَجِدْ لَه مِنْ دُونِ اللَّه وَلِيًّا وَلا نَصِيراً » ) * . اين جمله بطور فصل آمده ، يعنى با واو عاطفه ، عطف به ما قبل نشده و به اصطلاح ادبى به فصل آمده نه به وصل و اين بدان جهت است كه اين جمله موقعيت جواب از سؤالى فرضى را دارد و تقدير آن سؤال و اين جواب اين است : وقتى صرف گفتن شهادتين و داخل شدن در حريم اسلام و ايمان اين خاصيت را نداشته باشد كه همه خيرات را به سوى آدمى جلب كند و همه منافع زندگى ما را تامين نمايد و همچنين وقتى يهوديت و نصرانىگرى نيز چنين اثرى نداشته باشد ، پس چه فرقى بين داشتن اين اديان با نداشتن آن هست و بالآخره حال آدمى به كجا كشيده مىشود ؟ قرآن در پاسخ مىفرمايد : هر كس عمل زشتى را مرتكب شود كيفرش را مىبيند و به غير از خدا هيچ ولى و ناصرى براى خود نخواهد يافت و هر كس هم كه اعمال نيك انجام
--> ( 1 ) يهود و نصارا گفتند : ما پسران خدائيم . « سوره مائده ، آيه 18 » . ( 2 ) به مردم مىگفتند : يهودى و نصرانى شويد تا راه را يافته باشيد . « سوره بقره ، آيه 135 » . ( 3 ) هيچ ملتى بى كتاب ، حق تحكم و سرورى بر ما را ندارد . « سوره آل عمران ، آيه 75 » .